ذکر مصائب ورود سیدالشهدا علیهالسلام به کربلا
یا غیاث المسـتغـیـثین آه از کربو بلا از فـلـک آمــد نــدا: واویـلـتـا واویـلـتـا تا ابد لعنت به هرچه کینه هست از مرتضی کوفه زد بر طبلِ جنگ و عرش بر طبل عزا بر سر و سینه زنان با عرشیان روح الامین آسمان خون گریه کن، زینب شده صحرا نشین وای از مکر حـرامیها حرم آواره شد آسمان از دل کشید آه و زمین بیچاره شد کعبه مشکی پوش از این حج نیمهکاره شد تا ابد شرمنده از حاجیِ در گهواره شد از منا آید ندایی: خوش به حال کـربلا بهر قـربـانی حسین آورده اسماعـیلها روبرو شد عاقبت با طور سینایش حسین دارد اینجا وعده با ربِّ تعالایش حسین مانده با یک کوفه تنها، مثل بابایش حسین روضهخوانی میکند با هاهُناهایش حسین باغبان سر بسته گوید با گلستان از خزان کس ندیده بود زینب را چنین دلناگران آه دارد میرسد فـصل زمـسـتانِ رباب لرزه افتاده است در این خاک بر جان رباب کمتر از ده روز اصغر، هست مهمان رباب حرمله، تیر یل افکن، چشم حیران رباب بیشتر از اصغـرش دلـواپس آقاست او رفته زیر آفـتاب و فکر فـرداهاست او در مدینه کن خبر اُمُّ البنين را ای صبا کمتر از ده روز دیگر میشود حاجت روا تـا ابـد عـبـاس گـردد ســاقـی آب بـقــا هـست آمـاده برای دیـدنـش خـیـرالنسا ای صبا اصلاً نگو بر او حسین تنها شده او نفهمد که امامش ساکن صحـرا شده چند روزی مانده تا در این جهان غوغا شود ارباً اربا شبه پیغمبر در این صحرا شود همچو سروی، سیزده ساله گلی، رعنا شود دخـتر شیرین زبانی کاملاً زهـرا شود مرتضیها روی نی قاری قرآن میشوند فاطمهها روی ناقه سنگ باران میشوند |